شوروی ، آمریکا و انگلیس ، این سه اسم را زیاد شنیده ایم. شاید در هیچ انقلابی یا استقلال طلبی یا کودتا ، جایشان خالی نبوده باشد. همین چند روز اخیر هم احتمالا شنیده اید که آمریکا تا چه اندازه از استقلال کوزوو از صربستان به ضرر روسیه ، حمایت می کند طوری که مردم کوزوو بعد از اعلام استقلال کوزوو از سوی پارلمانش ، با پرچم های آمریکا به خیابان ها ریختند و جشن گرفتند.
آیا در انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران ، تنها مردم انقلاب کردند ؟ نقش بیگانگان چه بود ؟ بیایید به بررسی مواردی از دخالت انگلستان در جریان انقلاب بپردازیم که ویلیام شوکراس در کتاب آخرین سفر شاه ، آنها را نوشته است :
" بی بی سی آخرین گفتار های آیت الله خمینی را از پاریس و نیز خبرهایی را که خبرنگارانش قادرند از میان انبوه شایعات در تهران گرد آورند ، پخش می کند. شاه از انگلیس می خواهد تا به پخش این برنامه ها پایان دهد ، اما بریتانیا نمی پذیرد و شاه سخت عصبانی می شود که چرا به او خیانت میکنند. در جریا انقلاب بلو منتال ، وزیر خزانه داری آمریکا به تهران می آید و پس از بازگشت به آمریکا به مشاور امنیت ملی کارتر این چنین می گوید : (( شما یک مرده ی متحرک در آنجا دارید. ما در ایران چه می کنیم ؟ باید بدانی که دیگر نمی توانیم روی شاه حساب کنیم.))
رئیس تشریفات سلطنتی شاه که افشار نام داشت به وی می گوید که بهتر است از فردی قوی در نخست وزیری استفاده کند تا با یک کشتار عظیم به جریان انقلاب خاتمه دهد. وی ارتشبد غلامعلی اویسی را معرفی می کند اما سفیر انگلیس به شدت مخالفت می کند و ازهاری را پیشنهاد می دهد که مردی آرام و مخالف کشتار است.
افشار معتقد است این یکی دیگر از تلاش های غرب برای خالی کردن زیر پای شاه بود.
در اوایل پاییز ۱۹۷۸ ، در دیدار شاه با سالیوان سفیر آمریکا ، شاه تقریبا تمامی حوادث و نا آرامیهای چند ماه اخیر را بر می شمارد و می گوید :(( کا . گ .ب (سازمان اطلاعاتی شوروی) قادر به هماهنگ ساختن چنین تظاهراتی نیست بنابراین باید دست اینتلیجنس سرویس بریتانیا و یا سی آی ای آمریکا در کار باشد))
شاه در این دیدار به سالیوان می گوید : انگلیسیها هیچ وقت او را دوست نداشته اند اما آمریکا چرا باید در این توطئه شریک باشد ؟ آیا او خطایی کرده است ؟ یا آمریکا و شوروی بر ضد او توافق کردند ؟ "
از این دست مدارک بسیارند. شما چه فکر می کنید ؟ دیدگاهتان را برای من بنویسید.
نمی دانم برنامه مردم ایران سلام را که هر روز صبح از شبکه ۲ پخش می شود را دیده اید یا نه ، اما در هر صورت دیروز (۲۹ بهمن) ، از حجت الاسلام و المسلمین شهاب مرادی دعوت کرده بود تا درمورد ولنتاین صحبت کنند. مرادی در این برنامه با اشاره به باب شدن ولنتاین در این ۷-۸ ساله اخیر و باز بودن در های فرهنگ ایران برای پذیرفتن فرهنگ غربی گفت : برای ولنتاین چندین روایت است که مهمترین آنها این است که ولنتاین نام یک کشیش کاتولیک بوده است و این مراسم به دلیل آنکه بازار تجاری خوبی برای کالا های چینی پدید آید ، به وجود آمده است. بنابراین شایسته نیست که مردم مسلمان ایرانی آن را بپذیرند. وی همچنین از ترافیک به وجود آمده در شب ولنتاین سخن گفت و تصریح کرد : اگر قرار است روز یا هفته ای برای عشاق باشد ، آیا بهتر نیست از مناسبتهای دیگر مثل تولد حضرت صدیقه طاهره استفاده شود ؟.
مرادی با یادآوری اینکه این مراسم برای عشق های کوچه و خیابان است و این عشق ها سودی ندارد ، افزود : متاسفانه بازار خوبی برای عطر فروشی ها و یا عروسک فروشی ها در این روز پدید آمده است.
پی نوشت نویسنده : اجازه بدهید من داوری نکنم ، اما به نظر شما از زمان ورود اسلام به ایران تا چه حد به مراسم ملی ایرانیان توجه شده است ؟ آیا مناسبت ملی بهتری از تولد صدیقه طاهره وجود ندارد ؟ آیا توجه مردم به ویژه جوانان به این مراسم به این دلیل نیست که آنها از عزا و روضه اشباع شده اند ؟